یه تحقیق میگه از دست دادن حس بویایی ممکنه یه نشونه هشداردهنده اولیه از بیماری پارکینسون باشه

تو یه صحنه جادویی آخر فیلم راتاتویی (Ratatouille)، آنتون ایگوی منتقد غذای معروف و سختگیر، با یه قاشق از غذایی که اسم فیلم هم ازش گرفته شده، یه دفعه به گذشته برمیگرده و خاطرات بچگیاش زنده میشه. هیچ عکسی لازم نبود؛ فقط طعم و بوی غذا. بویایی آرومترین حس ماست، ولی یکی از قویترینها هم
تو یه صحنه جادویی آخر فیلم راتاتویی (Ratatouille)، آنتون ایگوی منتقد غذای معروف و سختگیر، با یه قاشق از غذایی که اسم فیلم هم ازش گرفته شده، یه دفعه به گذشته برمیگرده و خاطرات بچگیاش زنده میشه. هیچ عکسی لازم نبود؛ فقط طعم و بوی غذا.
بویایی آرومترین حس ماست، ولی یکی از قویترینها هم هست. در واقع، حتی میتونه درها رو به روی خاطراتی باز کنه که فکر میکردیم مدتهاست فراموش شدن.
این همچنین شخصیترین و ذهنیترین حس هم هست، که همین باعث میشه آدما به سختی در مورد اینکه چه بویی خوبه، به توافق برسن. اما به نظر میاد در مورد بدترین بوی دنیا، یه اتفاق نظری وجود داره.
سال ????، تو یه آزمایشگاهی تو آلمان، یه واکنش شیمیایی با یه ترکیبی به اسم تیواستون، یه بوی اونقدر وحشتناکی تولید کرد که باعث شد آدما تا نیم کیلومتر اونطرفتر، استفراغ کنن و از هوش برن و مجبور شدن بخشی از شهر فرایبورگ رو تخلیه کنن.
ما هنوزم نمیدونیم دقیقاً چه واکنشی باعث این بوی گند شده، ولی به نظر میاد هیچکی هم عجلهای برای فهمیدنش نداره.
ولی وقتی حس بویایی ما شروع به از کار افتادن میکونه، چی میشه؟ و اگه از دست دادن حس بویایی چیزی بیشتر از یه علامت گذرا باشه چی؟
یه میانبر به احساسات ما
بویایی یه مزیت تکاملیه: ما رو از خطرات نامرئی آگاه میکونه و به حالت آمادهباش درمیاره. بو همچنین میتونه روی تصمیمات ما تأثیر بذاره و برندهای بزرگ هم خوب از این موضوع خبر دارن و مغازههاشون رو با عطرهایی خوشبو میکنن که به احساسات ما نفوذ میکنن و ما رو به موندن دعوت میکنن.
بوها توانایی این رو دارن که خاطرات و احساسات شدیدی رو بیدار کنن و پیاز بویایی مسئول این کاره. این ناحیه کوچیک تو مغز جلویی، که خیلی نزدیک به بینی قرار داره، سیگنالهای بویایی رو دریافت میکونه و اونا رو مستقیماً به مناطقی از مغز میفرسته که حافظه و احساسات ما رو مدیریت میکنن.
با وجود اهمیتش، بویایی هنوزم کمتر شناختهشدهترین حس ماست و اغلب دستکم گرفته میشه. وقتی کمرنگ میشه، معمولاً متوجهش نمیشیم، ولی ممکنه تا وقتی از دستش ندیم، نفهمیم چقدر مهمه.
این اتفاقی بود که برای میکله کریپا، یه «سوپر چشنده» معروف ایتالیایی افتاد که حس بویاییاش رو تو دوران همهگیری از دست داد. با اینکه چند هفته بعدش حسش رو دوباره به دست آورد، ولی کابوس شخصیاش تازه شروع شده بود، چون وقتی حس بویاییاش برگشت، تحریف شده بود.
پرتقالها بوی پلاستیک سوخته میدادن، هلوها بوی ریحون میدادن و وانیل حالش رو بد میکرد. این به احتمال زیاد به خاطر این بود که نورونهای پیاز بویاییاش آسیب دیده بودن.
با اینکه هر گونه از دست دادن حس بویایی ناخوشاینده، ولی میتونه اهمیت بیشتری داشته باشه: یه سیگنال هشداردهنده از اعماق مغز ما.
یه سرماخوردگی معمولی، یا پارکینسون؟
بیشتر ما تو یه دورهای حس بویاییمون رو از دست دادیم، معمولاً به خاطر یه سرماخوردگی یا آنفولانزای ساده. اما این علامت میتونه یه علامت اولیه از بیماریهای تخریبکننده عصبی مثل آلزایمر یا پارکینسون هم باشه.
این رو مدتیه که میدونیم، ولی نکته غافلگیرکننده اینه که از دست دادن حس بویایی، سالها قبل از ظاهر شدن علائم این بیماریها اتفاق میفته.
پس، آیا میشه از از دست دادن حس بویایی برای پیشبینی بیماری پارکینسون استفاده کرد؟ جواب، هر چقدر هم که کمککننده نباشه، اینه: بستگی داره.
یه هشدار اولیه
یکی از مشکلات بزرگ بیماریهای تخریبکننده عصبی اینه که تا وقتی که قابل تشخیص بشن، آسیب همین الانش هم خیلی پیشرفته است. در مورد بیماری پارکینسون، وقتی اولین علائم (سفتی، لرزش و غیره) ظاهر میشن، بیشتر از نصف نورونهایی که دوپامین، یعنی انتقالدهنده عصبیای که حرکت رو کنترل میکونه، تولید میکنن، همین الانش هم از بین رفتن.
شناسایی علائم اولیه مثل از دست دادن حس بویایی—که تا ?? درصد از بیماران رو درگیر میکونه—میتونه به عنوان یه نشانگر زیستی عمل کنه و ما رو از وجود بیماری آگاه کنه. این به ما اجازه میده خیلی زودتر تشخیصش بدیم و به درمانهای مؤثرتری دسترسی پیدا کنیم.
مشکل اینجاست که این علامت منحصر به پارکینسون نیست: میتونه با پیری، استرس یا شرایط دیگه هم ظاهر بشه. این یعنی ما تمایل داریم اهمیتش رو دستکم بگیریم.
ما هنوزم با اطمینان نمیدونیم چرا بیماریهای تخریبکننده عصبی باعث از دست دادن حس بویایی میشن، هرچند که یه سری سرنخ داریم. تو بعضی از بیماران پارکینسون، بیماری مدتها قبل از پخش شدن به مناطقی که حرکت رو کنترل میکنن، تو پیاز بویایی شروع بشه. این به خاطر اینه که بعضی از ویروسها، آفتکشها یا سمومی که ما استنشاق میکنیم، ممکنه بهش آسیب بزنن و باعث تغییراتی تو اون ناحیه بشن.
در مورد بیماری آلزایمر، همونطور که یه تحقیق جدید نشون داده، آسیب ممکنه تو یه ناحیه کوچیک مایل به آبی تو ساقه مغز به اسم لوکوس سرولئوس شروع بشه.
این «دکمه هشدار» ما رو بیدار و متمرکز نگه میداره و ارتباطش با پیاز بویایی، همون چیزیه که بوها رو به احساسات وصل میکونه. وقتی اون ارتباط قطع میشه، مدتها قبل از اینکه اولین نشانههای زوال عقل ظاهر بشن، مشکلات بویایی به وجود میاد.
خلاصه، از دست دادن توانایی بویایی، یه علامت خود بیماری نیست، بلکه یه نشونه هشداردهندهست که فرآیند تخریبی شروع شده.
تشخیص از طریق بویایی
وقتی یه بیمار به کلینیک میاد، همیشه راحت نیست که بین بیماری پارکینسون و بقیه اختلالات حرکتی مشابه تمایز قائل شد. از دست دادن حس بویایی، همراه با بقیه تستها و شاخصها، میتونه به تأیید تشخیص کمک کنه. همچنین میتونه به ما کمک کنه تا پیشرفت بیماری رو پیشبینی کنیم، چون به اشکال شدیدتر بیماری ربط داره.
علاوه بر این، از دست دادن حس بویایی تو بیماری پارکینسون، انتخابیئه. بیمارها بوهای خوشایندی مثل شکلات رو بدون مشکل حس میکنن، ولی تو تشخیص بوهای خنثی یا ناخوشایندی مثل صابون، دود یا لاستیک، مشکل دارن.
بقیه بیمارها، مخصوصاً زنها، یه چیز حتی عجیبتری رو تجربه میکنن: توهمات بویایی. این یعنی اونا بوهای «شبحوار»ی رو، مثل تنباکو یا چوب سوخته، که واقعاً اونجا نیستن، حس میکنن.
باورکردنی نیست، ولی بیماری پارکینسون حتی بوی خاص خودش رو هم داره، که به عنوان چوبی و مشکی توصیف شده.
ما این رو به لطف جوی میلن میدونیم، یه زن اسکاتلندی با حس بویایی تشدید شده؛ اون تونست این بوی خاص رو روی شوهرش، ?? سال قبل از اینکه بیماریاش تشخیص داده بشه، تشخیص بده.
از دست دادن حس بویایی ممکنه یه چیزی به نظر بیاد که به بینی محدود میشه، ولی در واقع یه پنجره به مغزه. این به محققها اجازه میده تا داخل مغز رو نگاه کنن تا رازهاش رو رمزگشایی کنن و اطلاعات باارزشی رو جمعآوری کنن که به ما کمک میکونه از کسایی که از بیماریهای تخریبکننده عصبی رنج میبرن، مراقبت کنیم و کیفیت زندگیشون رو بهتر کنیم.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰